آوازهای برزگران بختیاری

آوازهای برزگران بختیاری؛

آوازهایی است که مضامین حزن انگیز و عاشقانه دارد و برزگران (کشاورزان) به هنگام کار بر روی زمین و درو کردن گندم می‌خوانند. پیر و جوان داس‌های خود را برداشته و آوازهای زیر را که نمونه ای از آوازهای هنگام درو است می‌خوانند:

میره مات بنگ زنه پر کلوری ماتی تی کل کل بزن تا جون بیا بزونی

سردسته برزگران به پیرزن خوشه چین که به علت پیری نمی تواند سریع خوشه چینی کند می گوید گندمهای بجای مانده را آرام آرام جمع کن تا مثل ما سر زنده باشی و زانوهایت قوت بگیرند.

 

چویل تُ بو مده مو ز بو تُ سیرم موده بو دادنت مو گرمسیرم
ای چویل اینقدر بوی خوش نده من از بوی تو سیرم. اوج زمان بو دادنت من به گرمسیر رسیده ام.

 برزگر نو برزگر داکت بمیره کنک وا سر منه ره خرمه دیره

ای نوجوان برزگر تو با سن و سال کمی که داری چگونه بسته گندم را بر سر گذاشتی و می خواهی تا خرمن ببری مگر تو مادر نداری، مادرت برایت بمیرد.

پرپر کموترون نر نر گرازون نیلنمون شو لیز کنیم پشخه لنگ درازون

پرپر زدن کبوترها و سر و صدای گرازها از یک طرف، شب ها هم پشه های نیش دراز نمی گذارند بخوابیم.
(منظور هنگامی است که برزگر برای درو کردن محصول در خوزستان مانده است)

چک چک چک چویل شرنگی برفو قهقهی کوگ دری نیلنمون کنیم خو

صدای شکستن چویل و آب شدن برف ها و قهقهه کبک های دری نمی گذارند که بخوابیم.

 گم جاز گم چویل گم چلچله ورد بدینس باد شمال تا سیم بیاورد

این سه گیاه هم برای خوشبو کردن و هم برای مرهم زخمی است به باد بدهید تا توسط باد شمال آن بوهای خوش به مشام من برسد.

ای شمال بادی اگن ت باد شمالی خور ز گوشه جی یرم اگن ت داری

ای باد شمال می گویند تو باد شمال هستی که خبر از جگر گوشه من داری

 ای شمال بادی رو بزن و زیر میناس یه نشونی سیم بیار ز عنبر ناس

ای باد شمال برو و به زیر روسری او بزن و نشانی از بوی خوش گردن او برایم بیاور

 گرمه سیرمی چی خوی سیت بیارم برفو و مشک دو چویل و کنارم

ای گرمسیری من (ای یار من که در گرمسیر هستی) چه چیز می خواهی تا برایت بیاورم؟ گرمسیری در جواب می گوید: برف در مشک دوغ و چویل کنار من بگذار.

 ایچینم چویل دسم ز مچ افتا ایخورم برفو، حین و دلم با

آنقدر چویل را با دست می چینم تا مچ دست من از کار بیفتد. برف آب شده می خورم مانند این است که خون به دلم جاری می شود.

 چویل و دس کنم و دندون کنم پاک زیر سر یارم بنم زلفس نگره حاک

چویل را با دست می چینم و با دندان خود پاک می کنم و زیر سر یارم می گذارم تا از عطر دل انگیز او موهای یار من خوشبو بشود و خاک نیز بر روی موهایش ننشیند.

 کگ کُ بید می چویل سر برف موندگار وا بید می بر عرو حرف

کبک کوه بودم و چویل سر برف و ماندگار شدم در سرزمینی که عرب زبانند.

کگی مخو مخو ریگی من صداتی پشتی و تاراز که زرده شا و شاتی

ای کبک آواز نخوان مثل این که ریگی در صدای توست، پشت تو به کوه تاراز است و کوه زرد (زردکوه) در کنار توست.

 کگی مخو مخو ریگی من گلیتی پشتتی و تاراز که زرده ری و ریتی 

ای کبک نخوان انگار ریگی در گلوی توست پشت تو به تاراز است کوه زرده روبروی توست.

 قهقهی کگ دری ز ک شنیدم م گدم کگ خمه دیم سیس تنیدم

صدای کبک های دری را از کوه شنیدم من گفتم تو کبک خودم هستی من هم مانند کبک دم خودم را برایت تکان دادم.

 کی بو شادی و زلفلت کشم بو طبل و شادی زنم چی حاکم تو

ای کاش لحظه های شادی بخش بوییدن موهای تو فرا برسد تا آن موقع همانند حاکم تازه طبل شادی بزنم.

 کی بو شادی و زلفلت کشم دس بل و شادی زنم چی حاکم مس

کی می شود شادی آن لحظه ای فرا رسد که به موهایت دستی بکشم و همانند حاکم مست طبل شادی بزنم.

 چشمه گندم کال هرجک نکنی حشک م دیدم تیله زنی دس وی تی ششت

چشمه ای که در کناره های آن می توان گندم کاشت را نگذار خشک بشود، اگر شده به خاطر آن زن جوانی که همیشه دست و صورت و چشمان خود را می شوید، از چشمه محافظت کن

 جنه چیدم گندم چه مناله کی بینم شادی تلکم بیاهه

از چیدن جو راحت شدم گندمها نیز چه پُر محصول خواهند بود، ولی هنگام دروی برنج چه موقع فرا می رسد تا بساط چیدن برنج را نیز فراهم کنم و خیالم راحت بشود.

 وارستن برزگرون ری کردن وامال نه سوار بسون رسه نه بالنده وابال

برزگران از کار فارغ شدند (و درو تمام شد) بطرف خانه می آیند. آنان با سرعت به طرف خانه و آبادی می آیند آن چنانکه نه اسب سواری و نه پرنده ای به آنها نمی رسد.

 

 

بطور کلی قوم بختیاری برای بیشتر مراسمات، حالات روحی، و موقعیت های خود نغمه و سرود دارند و شادی و دل تنگی هاشان را کلمه میکنند و زیر آواز میزنند تا با هم در این اتفاق ها شریک شوند. ترانه های برزگران بختیاری یکی از همین انواع آواکارهاست که در موقعیت های مختلف خوانده می شود، گاه همان حرف زدن معمول در بین کارگران مزرعه است:

میر مات جار ازِنه هُی پَر کلوری خوشه چین بافنه بُورد په مر تو کوری؟
جاهلی و کاملی مندن به مزارگه داد و بیداداِکنن نَمندیم به وارگه

که همان حرف های معمول برزگران بختیاری در مورد سختی کار یا دیگر مسائل کاریست. اما گاه برزگران به دیگر مسائل نیز در ترانه هایشان دل می دهند! برزگری که از معشوق خود دور است او به سردسیر و معشوق به گرمسیر و یا برعکس:

زهر مارُم با نون و گندم نُو یار خُم به گرمسیر ناشتا زنه دُو

زهر مارُم با نون و گندم و ماس یار خُم به گرمسیر ناشتا زَنه داس

گاه این گفتگوی عاشقانه هنگامی رخ می دهد که عاشق و معشوق دوش به دوش هم داس میکشند و در گوش هم ترانه ها را پچ پچ میکنند:

زهر مارم با اُوی که تو یاری قَد تو باریکه تاب مشک نداری

گاه این ترانه ها شکل دغدغه و نارضایتی دروگر را بیان میکند حالا میخواهد از ارباب باشد یا از اسبی که باب میل صاحبش نیست:

ملک میر مالِس ممیر دیم کالس فراوون برزگر تُم بس نریید! نه به مو چه تووون

رگ رگی رگ منار داک داره به تاراز مونه بور کُور میار به چنت کُنم ناز
یا

کَن کَن مالا دلم ره وا باسون مو چَندی وا سر زنم جا واگه هاسون

که باز در همین بلال ها هم دغدغه های اجتماعی و عاطفی شان مشهود است:

کاشکی مُو بیدم ره دار قله تُل باج ره نه گِریدم، بوسی ز لُو گُل

کاشکی مُو بیدم مرغ مِنه هوشت اِ چیدم هیرده برنج زیر بال کُوشت

گاه این سرودها شکل شادی و جشن و عروسی به خود می گیرد و خواند می شود:

بیو بریمس بیو بریمس تا کُنار مام زرد دست و پامونه حنا رشته ، پر پامون خار زرد

بیو بریمس بیو بریمس تا کنار حیدری دست و پامون حنا رشته اشکنیم انگشتری

نظر شما:

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*

قالب وردپرسافزونه وردپرسقالب فروشگاهی وردپرسقالب وردپرسقالب صحیفه