آیین زار – قسمت دوم

اعتبار مقام هر بابا یا ماما، به تعداد خون‌هایی كه خورده است، بستگی دارد. مثلا می‌گویند فلان بابا، سه خون خورده است و بهمان ماما پنج خون. در مجلس زار، برخلاف مجالس بادهای مسلمان، اگر اسم خدا، رسول و ائمه بر زبان یكی برود، زار به هیچ صورتی زیر نمی‌شود، بنابراین هر كسی كه وارد مجلس زار می‌شود، كفش‌هایش را بیرون مجلس در می‌آورد و بدون سلام گفتن، در ردیف و جرگه “اهل هوا” می‌نشیند.

در موقع شستن، با هیچ یك از حاضرین مجلس نباید صحبت كند. اگر چای یا قهوه برایش آوردند، بعد از صرف چای یا قهوه نباید استكان یا فنجان را به زمین بگذارد، بلكه باید منتظر بشود تاخادم مجلس بیاید و ظرف را از دست وی بگیرد. هیچ كس نباید بلند بلند حرف بزند. اصولا صحبت كردن در مجلس زار جایز نیست و اگر كسی خلاف این عمل كند، حد رویش می‌افتد و این حد را بابا یا مامای زار تعیین می‌کند.

به هرحال، بابا یا ماما با تكان دادن خیزرانی كه به دست دارد، مجلس بازی را شروع می‌كند. خود بابا سروقت یكی از دهل‌ها و اغلب سروقت « مودندو» می‌رود و شروع می‌كند و به كوبیدن و شعر خواندن و غنی كردن. مجلس كه گرم شد، دیگران هم همراه، آواز بابا دم می‌گیرند. آواز و اشعار زاران، در سواحل آفریقا، همه به زبان سواحلی است با وجود این همه، ساعت ها می‌تواند به زبان ناآشنای سواحل غنی بكند.

در شعر زیر بعد از سه چهار بیت عربی، اشعار به سواحلی تبدیل می‌شود: كل زار وفو و انا ما وفوتی شیخ شنگر رضوز و انا ما رضونی و زفنا و زفش نایی دونی و انت دوئی در مجلس زار، شخص مبتلا را همیشه پهلوی بابا می‌نشانند. بعد از یك مدت بازی، مبتلای زار آرام آرام تكان می‌خورد و معلوم می‌شود باد در بدنش به حركت در آمده است. بازی زار در سواحل ایران به صورت نشسته درآمده است. مجلس بازی در سواحل، همیشه درفضای باز اجرا می‌شود. بدین ترتیب كه تمام اهل هوا، به صورت دایره جمع شده، حلقه می‌زنند و شخص مبتلا را در وسط حلقه می‌نشانند. دهل‌های زاران سواحلی، خیلی بزرگتر از جاهای دیگر است. هنوز عده‌ای از اهل هوا هستند كه چنین مراسمی را به یاد دارند.

با وجود این، اگر خوب تحقیق شود، در بعضی جاها هنوز هم زار را سر پا بازی می‌كنند. مثلا در بندر چارك، به همان صورت قبلی، بازی را سرپا می‌رقصند، درست مثل نوبان یا لیوا. در مجلس زار، زان و مرد با هم جمع می‌شوند و كنار هم می‌نشینند . بازی معمولا چندین شبانه روز طول می‌كشد. حتی دیده شده كه بعد از هفت روز كوبیدن و آواز زار یكی پایین می‌آید و تكان می‌خورد. به هر صورت در تمام مدت شبانه روز، هیچ كس از مجلس بازی دور نمی‌شود و آن‌هایی كه خسته شده‌اند، روز را در همانا به خواب می‎‌روند و سیاهی شب پیدا نشده، دوباره شروع به كوبیدن می‌كنند.

به هر صورت، ابتداشخص مبتلا شروع به لرزیدن می‌كند و به تدریج تكان‌ها زیادتر شده از شانه‌ها به تمام بدن سرایت می‌كند. در این موقع صدای دهل‌ها بیشتر اوج گرفته و آوازها بلندتر می‌شود. در چنین مرحله‌ای علاوه بر شخص مبتلا، زار داخل سر عده زیادی هم طلوع می‌كند و همه در حال سر جنباندن از خود بی‌خود شده و غش می‌كنند.

آهنگ مخصوصی لازم است تا زار زیر شود، بنابراین به تعداد زارها و بلكه بیشتر وزن و آهنگ بازی تغییر می‌كند. وزن و آهنگ‌ها را “دهل كسر” عوض می‌كند. “مودندو” و “گپ دهل” تنها سرعت وزن را معین می‌كنند و اغلب با هم یكنواخت كوبیده می‌شوند.” این قسم شعرخوانی، موسیقی، بازی ، رقص و ادعیه، با تفاوت‌ها و حذف و حواشی، تقریبا در بیشتر زارها، مانند متوری، شیخ شنگر، دینگومارو، ام‌گاره ،چین یاسه، بوجمبه، نمرود، بومریوم و برخی دیگر از زارها نیز به اجرا در می‌آید. گروه دیگری از بادها، مشایخ نام دارند كه البته جزو بزرگان دینی هم محسوب می‌شوند.

به همین خاطر، این گروه از بادها كه شیخ فرج، شیخ جنو، شیخ شریف، شیخ شائب، شیخ سیداحمد، شیخ جوهر، شیخ عثمان و …. نام دارند، بادهای كم خطرتری هستند و نذر ونیاز نیز می‌پذیرند. ظاهراً علت ابتلای بیماران به این گونه بادها، بی حرمتی به اولیاء و مشایخ مسلمان است. در اكثر این گروه از بادها نیز زن و مرد با همراهی دهل‌ها می‌رقصند. از میان مجموعه بادها “لیوا” از سبكترین و كم خطرترین آنهاست. از همین رو به اصطلاح جهت “زیر كردن” این باد، اكثر مردان و زنان، درآن شركت می‌جویند. “دراین بازی علاوه بر دهل‌ها، یك كرنای بزرگ هم می‌آورند شبیه ساز “متوری” كه صدایش تا تپه‌ها و آبادی‌های دور می‌رود و به صدای همین ساز است كه جماعت از همه طرف برای بازی می‌ریزند.

“دهل لیوا” همان “پی په” است. دو تا دهل “پی په” را به كمر دهل زن می‌بندند؛ یكی را جلو دیگری را به عقب… همیشه در كنار طبال، یك نفر دیگر راه می‌رود كه سینی مخصوصی به دست دارد و چوب‌های دهل را همیشه توی این سینی می‌گذارد، ولی به طور معمول، همیشه سه “پی یه” و یك “وقوف” به سربازی می‌برند. دهل زن، در حال زدن، بازی می‌كند. وقتی بازی اوج می‌گیرد، هر كس، هربادی كه داشته باشد، بادش پایین می‌آید، ولی روی هم رفته، آهنگ‌های ضربی”لیوا” چنان است كه حتی دیگران را هم كه اهل هوا نیستند، به رقص می‌آورد. بازی “لیوا” ساعت‌ها و روزها طول می‌كشد و همیشه خاطره مطبوعی به جا می‌گذارد”. لیوان بلوچی، به رغم تفاوت‌هایش با لیوای دیگر مناطق، در كلیت خود با آنها همانند است.

لیوا در بلوچستان بر دو نوع است: « در مجلس یكی ازآنها قره‌نی یا زمر به كار می‌رود و سایر سازه‌ها، عبارتند از یك دهل بزرگ و مخصوص كه از پوست گاو ساخته شده است و به دو چوب و دو دستی بر آن می‌كوبند و سه تا دهل كوچك ظروف مسین. در مجلس این باد، فقط مردهای جوان می‌رقصند. این باد صاف (بی خطر) است و بسیار بی‌كینه می‌باشد. كسی كه این باد را دارد، در مجلس سایر بادها، هنگامی كه ساز و دهل و قره‌نی و سایر سازه‌ها نواخته می‌شود و رقصندگان می‌رقصند، حالشان دگرگون می‌شود… نوع دیگر لیوا [در بلوچستان] بوم (Bom) نام دارد كه در مجلس آن هم، مردان جوان می‌رقصند. در مجلس آن از یك دهل بزرگ كه با دو چوب و دو دستی نواخته می‌شود، استفاده می‌شود و نیز از ظروف مسی كه بر آنها می‌كوبند”.

نكته جالب توجه اینكه تقریبا همه معتقدان به این گونه آیین‌ها، از برخی بادهای سبك، همچون لیوا گریزان نیستند و علاقه‌مند ند تا به صورت داوطلبانه، در مراسم آن شركت كرده و به رقص و بازی بپردازند. در واقع گروهی از بادهای كم خطر به عنوان تفریحی عمومی مورد توجه قرار دارد. شركت عموم در این گونه رقص‌ها، آنها را به صورت مناسك تفرج آمیز جلوه گر می‌سازد. مسئله بادها در بلوچستان، ماهیتاً و از نظر ساختار و بنیانهای اعتقادی، تفاوتی با موضوع باد در نواحی دیگر ایران ندارد. اما نفوذ رسوم، بازی‌ها و رقص‌های بلوچی در آن بیشتر است. در واقع می‌توان گفت كه در بلوچستان، این گونه آیین‌ها از شكل آفریقایی، عربی و ایرانی آن در جنوب شرقی، به هئیت آیین آفریقایی، بلوچی، عربی و به شكل كمرنگ‌تر ایرانی جلوه‌گر می‌شود. آداب مناسك فرقه‌ای درآنها قوی‌تر است و از تنوع بیشتر در رقص و نمایش برخوردارند.

برچسب

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*